پنج حکایت از گلستان
یک متن در سه سطح
آغاز متن در A1، در B1 و در C1. شما نسخهای را میخوانید که از آن لذت میبرید.
سعدی یک شاعر است. او در شیراز زندگی میکند. یک شب سعدی ناراحت است. او دیگر حرف نمیزند.
سعدی شاعری از شهر شیراز بود. یک شب به روزهای گذشته فکر کرد و بر عمر تلفشده غمگین شد. با خودش گفت: «عمرم بیفایده گذشت.» تصمیم گرفت از آن به بعد در خانه بماند و ساکت باشد.
سعدی در دیباچه از شبی میگوید که به روزگار گذشته فکر کرد. او برای سالهایی از عمرش که از دست رفته بود غمگین شد. به گفتهٔ خودش، چنان گریه کرد که گویی دلش، مثل سنگ، با الماس اشک سوراخ میشد. در همان حال چند بیت هم دربارهٔ وضع خودش گفت.
واژههایی برای متن
- حکایت
- داستان کوتاه با یک درس
- گلستان
- باغ پر از گل
- غلام
- نوکر جوان، در قدیم
- حکیم
- مرد دانا و عاقل
- کشتی گرفتن
- ورزش زور میان دو مرد
- فن
- یک حرکت زرنگ در کشتی
- ادب
- رفتار خوب با دیگران
- عافیت
- سلامت و آرامش
آغاز متن
گلی که نمیپژمرد
سعدی شاعری از شهر شیراز بود. یک شب به روزهای گذشته فکر کرد و بر عمر تلفشده غمگین شد. با خودش گفت: «عمرم بیفایده گذشت.» تصمیم گرفت از آن به بعد در خانه بماند و ساکت باشد.
اما روزی یک دوست قدیمی به دیدنش آمد. این دوست سالها همسفر سعدی بود. او حرف میزد و میخندید، ولی سعدی جواب نمیداد. دوستش رنجید. سعدی دید که سکوت او دوستش را آزار میدهد. پس با او حرف زد.
بهار بود. سرمای زمستان تمام شده بود. سعدی و دوستش یک شب را در یک باغ زیبا گذراندند. درختها زیاد بودند و جای آنجا خوش و سرسبز بود.
صبح، دوست سعدی میخواست به شهر برگردد. دامنش را پر از گل کرده بود: گل، ریحان و سنبل. میخواست گلها را با خودش به شهر ببرد.
سعدی گفت: «این گلها چند روز دیگر پژمرده میشوند. گل باغ زود از بین میرود. اما من میتوانم کتابی بنویسم به نام گلستان. باد پاییز به برگهای این گلستان دست نمییابد.»
دوستش وقتی این را شنید، گلها را ریخت. دامن سعدی را گرفت و گفت: «آدم بزرگوار به قولش عمل میکند.» سعدی همان روز شروع به نوشتن کرد. این ماجرا در حدود سال ۱۲۵۸ میلادی بود.
در چند کلمه
سعدی یک شاعر است. او در شیراز است. او یک کتاب مینویسد. اسم کتاب گلستان است. در کتاب داستانهای کوتاه هست.
نویسنده
سعدی شیرازی, گلستان (1258)
متن اصلی از سال 1258، در مالکیت عمومی. بازنویسی با متن کامل مقایسه شده است. fa.wikisource.org
سطحها
متنهای بیشتر به فارسی
- غیرداستانیزنبورها عسل جمع نمیکنند
زنبورها عسل جمع نمیکنند. عسل را میسازند.
- اخبار و فرهنگمهرگان: جشنی در آغاز پاییز
- غیرداستانیقنات: رودی در تاریکی
یک پاکت با سه متن کامل در سطح شما، به صورت PDF، رایگان.
پاکت رایگان خود را بگیرید